معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
666
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
عَلى يُوسُفَ » گويند كه يعقوب در حين توجّه به اولاد ، هدف سهام بلا و محنت گشته بوده ، هر چند گاهى به دردى و بلائى مبتلا مىگشت ، مثلا فرزندان بهر سفرى كه مىكردند پسرى غايب مىساختند . در سفر اول يوسف را با خود برده بودند و دوازده بودند يوسف را غايب ساختند يازده باز آمدند . در سفر دويم يازده بودند يك نفر يعنى شمعون را برهن گذاشتند ، ده باز آمدند . در سفر سيّم بنيامين را نيز از دست بدادند . با خود برانديشيده گفت : در توجّه به غير همه نقصان ديدم اكنون بكلّى توجّه به حقّ تعالى نمايم تا همه سود بينم لا جرم از اولاد روگردان شد و اندوه يوسف بر وى تازه گشته با دل پردرد و جان پرحسرت و چشم گريان ، روى به بيت الاحزان آورده گفت : « يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ » . مجاهد مىگويد كه معنى وى « يا جزعاه « 1 » » است . امام حسن و قتاده و ضحاك مىگويند بمعنى « يا حزناه » است و « اسف » عبارتست از اشدّ حزن و اندوه و صيغه ندامت و الف از عوض ياء متكلّم ، معنى چنين شود كه « يا حزنى هذا و اينك فاحضر » « 2 » . اگر كسى گويد كه در وقت مفارقت بنيامين بعد از مرور چندين سال از مفارقت يوسف حكمت چه بود كه تأسّف به جهت يوسف اظهار مىكردند نه بجهة بنيامين ؟ جواب آنست كه مصيبت يوسف قاعدهء همهء مصيبتها بود و تمامى ضمير وى به آن مصيبت مشغول بود تا به حدّى كه مصيبت ديگران در جنب مصيبت وى نمىنمود لا جرم رجوع باصل مصيبت نموده گفت « يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ » . جواب ديگر آنكه بحيات اين دو فرزند اعتماد داشت و وصول به ايشان مستبعد
--> ( 1 ) - ح : يا جزعاء است . ( 2 ) - ح : « يا حزناه هذا و انك فاحضر » - د : پا جزعاه هذا و انك .